T__T

:: T__T
میخوام دوباره کتاب بخونم ولی حوصله ندارم 
همونجوری که میخوام نقاشی بکنم ولی حوصله ندارم
همونجوری که میخوام درس بخونم ولی حوصله ندارم
همونجوری که میخوام قرانمو حفظ کنم ولی حوصله ندارم...
این اخری رو که من 4-5 ساله هنوز کامل شروعشم نکردم :| ولی عذاب وجدانش منو ول نمیکنه و تا وقتی تموم نشه نمیتونم نفس راحت بکشم
اگه کسی اینجا هست که حفظ کرده یخورده منو نصیحت کنه :| تشکر :|

البوم استارست چرا نمیااادددد TwT
منبع : orange orange everywhereT__T
برچسب ها : میخوام ,حوصله ,ندارم ,حوصله ندارم ,ندارم همونجوری ,حوصله ندارم همونجوری

من بی حوصله

:: من بی حوصله

نمیتونم یه خط دیگه بخونم

چیکار کنم جدا؟هی مامانم میگه خودتو مجبور نکن

ولی اینجوری که نمیشه.چلغوز ابادم قبول نمیشم اینجوری

اگه میدونستم نمیتونم بیخیالش میشدم.ولی میدونم میتونم یه چیز خوب قبول شم

حوصله درس ندارم و هیچ غلط دیگه ایم نمیتونم بکنم جز اینکه زل بزنم به دیوار...

منبع : orange orange everywhereمن بی حوصله
برچسب ها : نمیتونم

من عصبانی

:: من عصبانی

به خاطر همینه هیچ وقت داستانایی که توشون مثلث عشقین رو نمیخونم 

اخه اون نره خر چی داشت عاشقش شدی؟

ای ای دیگه نمیتونم درس بخونم  خیلی عصبانیم دلم میخواد مانگاکارو خفش کنم اه اه =3=

همیشه هم اون نکبته باید برسه به شخصیت اصلی.اون بیچاره باید دل شکسته بمونه =3=

برید بمیرید اصلا =3=

منبع : orange orange everywhereمن عصبانی
برچسب ها :

آه ای کائنات...

:: آه ای کائنات...
خود شاعر میفرماد که :
هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اول نمیشه یا یه همچین چیزی !
نمیدونم از کی ولی فکر کنم از دوم سوم ابتدایی از این کتابای علمی میخریدم و میخوندم
و تمام فکر و ذکرم همین بود.اول به بدن انسان علاقه مند شدم
سال چهارم پنجم رفتم سراغ دایناسور ها و این جک و جونورای قدیمی
یادمه یکی از دوستام بم گفت "مریم قیافتم کم کم داره شبیه دایناسور میشه" :|
الان که یادم میاد حرص میخورم که چرا یکی نزدم تو صورتش :|
اونموقع میخواستم باستان شناسی فسیل شناسی چیزی بشم ...
خلاصه، دودان راهنمایی از همه چی میخوندم.بیشتر کتابای دانستی گونه و اطلاعات عمومی و اینا میگرفتم 
آه پروردگارا ، ساعت هفت صبح پا میشدم مستند ببینم :|
چهار سوی علم *آه قلبم*
اینموقع ها فضانوردی و این چیزای عجیب غریبو دوست داشتم.
ولی نمیدونم چیشد که دیگه نخوندم.افتادم تو خط رمان و کتابای فانتزی .البته از همون ابتدایی میخوندم ولی تو یه بازه ای خیلی زیاد شد.اونقدری که نفهمیدم چطوری شد که دیگه مستند ندیدم :(
خلاصه اینکه تو اون دوره میخواستم نویسنده شم.یه چند تا چیزم نوشتم که الان خوشحالم گمشون کردم D: 
میرسیم به دوران شکوهمند (نکبت بار) دبیرستان
دبیرستان همه چی رو ول کردم.تمام اهداف و کتابام نیست و نابود شدن.حتی نمیدونم که چرا !!
تو این دو سه سال اخر و تا همین چند وقت پیش یه عشق کاذبی نسبت به هنر پیدا کردم
نه اینکه الان دیگه دوسش نداشته باشما.نه ولی خب فکر کنم باید دیگه بزارمش کنار
قصد دارم برگردم به همون دوران سیاره ها و دایناسور ها و اختراعات...
یه دوستی داشتم تو ابتدایی مثل من بود.عاشق چیزای علمی و دنبال کشف و اینا.جفت خوبی بودیم
لعنتیا همش مسخرمون میکردن XD
سال چهارم رفت ساری.تا یکی دوسال بعد که زنگش میزدم حتی یه چیزاییم ساخته بود :")
امیدوارم همون روندو ادامه داده باشه...
از انیشتین یاری میطلبیم که ما رو در فیزیک یاری کنه بلکه بتونیم به نجوممون برسیم : >
باتشکر !

منبع : orange orange everywhereآه ای کائنات...
برچسب ها : دایناسور ,الان ,میخوندم ,کتابای ,ابتدایی ,نمیدونم

محل قرارگیری آمارگیر www.datagozar.com